یادته ازم پرسیدی
تو چت شده اخه اینقدر تو خودتی ؟
میدونی قلب من خیلی وقته داره کوچک میشه اونقد کوچک که دیگه جایی برای تو هم نداره !
میدونی من خیلی وقته که پر شده م، اونقدر پر که اضافه هام در حال سر رفتنه و اونقدر خسته م که حال ندارم دیگه دنبال خودم بگردم .حالا تو این هاگیر واگیر کوچکترین ماجرای بی سر و تهی هم برام گرون تموم میشه وقتی مطمئنم از تمان ماجرا، ی حرف درست درمون درنیومده که به خودم بگیرم و بگم ،اهان درسته، من غلط اضافی کردم ،شما کوتاه بیا .خیلی وقته که از بد ِ روزگار یا تو دلم رخت میشورن یا .....اگرم میبینی میام و اینجا ی خط خطی مینویسم فقط و فقط از سر عادته ،میدونی چی شده ؟خیلی وقته که دنبال هیچی نیستم خیلی وقته که سِر شدم انگار.ولی ازون بدتر میدونی چیه ؟خیلی وقته که قضاوت ِ نابجا منو بهم میریزه و اینجوری میشه که فرار و به قرار ترجیح میدم #برای_همیشه!!
من دیگه نه زور بردن دارم نه روی باختن
راستش و بخوای اصل ماجرا فقط همینه !
.
.
.
راستی اصل حالت چطوره ؟
برچسب:
نویسنده: آتنا سلطانی